بانوی کوچک خورشید

خودت را در آغوش گرم خدا رها کن...امن ترین جایی بود که من یافتم

يك جاهايي در زندگي آدم دلش مي خواهد بنيشد و يك نفس عميق بكشد و يك نوشيدني خنك دوست داشتني خوش رايحه سر بكشد و بگويد... آخيــــــــــش اينم از اين. و خوشحال و مسرور از نتيجه و راضي از خودش و خدايش و خدايش نيز هم... . دعا مي كنم براي اتمام اين دورهاي باطل استيصال زندگي ام. آمين بگو لطفا. پ.ن: ساعت 4 صبح و 8 صبح و 9 صبح و 10 صبح و 11 صبح...هنوز نتايج ارشد رو ندادن!!!
نوشته شده در چهارشنبه 1393/06/19ساعت 11:13 توسط شیـوانــــا| |

مخاطب خاص

سلام سیمین عزیز هیچ راه ارتباطی وبلاگی، ایمیلی چیزی برام نذاشتی که بتونم با هات در تماس باشم. بله من روان شناسم. اگر فکر می کنی می تونم کمکت کنم  یک راه ارتباطی برام بذار لطفا.

 

نوشته شده در یکشنبه 1393/06/02ساعت 15:21 توسط شیـوانــــا|

دلم آشوب استــــــــــــ...

از دلهره هاي مبهم آمدن يا نيامدنتـــــــــــــــ...

از دلهره ي اينكه اگر بيايي ميماني آيــــــــــــــــا؟

مي خواهي كه بماني؟

دروغ چرا من هم از تمناي خواستنت براي ماندن هنوز مطمئن نيستمـــــــــــــــــ.

چه بخواهم از خدا مادامي كه هنوز نميدانم درد و درمانم چيستـــــــــــــــــــــــــ.

 

خدايا اين دل من..صلاخم را بر زبانم جاري كن. آمين.

نوشته شده در جمعه 1393/05/31ساعت 5:59 توسط شیـوانــــا| |

Design By : nightSelect.com